Sunday, July 15, 2012

برای داشتن زندگی مفیدترچه باید کــرد؟


بسم الله الرحمن الرحیم

برای داشتن زندگی مفیدترچه باید کــرد؟


"جلیل معماریانی"

 ما برای داشتن زندگی مفیدتر نیاز داریم توانایی  های خود را برای فکر کردن افزایش دهیم. در این قسمت چند تمرین ساده و تذکر و پیشنهاد تقدیم می کنیم:
۱- ورزش باعث تقویت قوای فکری می شود. نتایج تحقیقات گوناگون نشان می  دهد که در هنگام ورزش اکسیژن و مواد غذایی بیشتری در دسترس سلول  های مغز قرار می  گیرد. به علاوه ورزش باعث افزایش فاکتور هایی می   شود که عامل رشد سلول های مغزی است. ورزش فواید گوناگونی دارد و انجام آن به  صورت مرتب و روزانه توصیه می شود.
۲- هر کسی باید بهترین زمان فکرکردن خود را کشف کند و فکر خود را در آن زمان با ورزش فکری و حل مسئله تقویت کند. بهترین زمان فکر کردن زمانی است که شما در امنیت و آرامش به سر می برید و این زمان در اشخاص مختلف فرق می کند. پس یک زمان مشخص را برای تمرکز فکری خود در نظر بگیرید.
۳- روز خود را با بهترین ها شروع کنید. افکار مثبت و توجه به نعمت های خدا و تهیه فهرستی از دارایی های ساده ای که در ظاهر خیلی ابتدایی به نظر می رسد به انسان نیروی مضاعف می دهد. تفکر مثبت یعنی توجه به تمام موهبت های الهی. فکر کردن به الطاف خداوند مهربان راه بسیار ساده ای است برای کارکرد بهتر فکر.
۴- خاطرات جدید را به خاطرات قبلی خود مربوط کنید و درباره آثار عمل ها و انتخاب ها و نیت ها و انگیزه های خود بیشتر فکر کنید. حافظه خود را چون تکیه گاه در نظر بگیرید و اطلاعات جدید را روی آن تثبیت کنید. همیشه اطلاعات جدید را به چیزی پیوند دهید و هرگز آن را تنها رها نکنید. با این کار امکان به یاد آوردن آن ها بیشتر است.
۵- تاحد امکان بیشتر تمرین کنید. یادگیری و تمرین مدام ذهن را تغییر می دهد. نتایج مطالعات نشان می دهد که آموزش های منظم، طبق برنامه و زمان بندی شده باعث تغییر ساختار ذهنی فرد می شود.
۶- به ایده های خود، فرصت شکوفا شدن بدهید. بسیاری از ما با توجه به توانایی هایمان امکان ارزیابی حقایق و تصمیم گیری سریع را در اختیار داریم. خلاقیت نیاز به آرامش و سکون دارد و این که به ایده های به ظاهر نامعقول و بی معنی خود در حد امکان فرصت دهیم.
۷- کارهایی انجام دهید که باعث رشد شود و همراهانی انتخاب کنید که انگیزه قوی و پشتکار لازم داشته باشند.نتایج مطالعات نشان می دهد صاحبان مشاغلی که نیاز به به کارگیری ذهن دارد نسبت به دیگر افراد از قدرت تفکر بیشتری برخوردارند.
۸- تا جایی که می توانید تجربه کسب کنید. به خاطر داشته باشید که تجربه فقط پشت سر گذاشتن یک رویداد نیست بلکه برخوردها و دریافت هایی است که ما از رویدادها به دست می آوریم. به عبارت دیگر موضع گیری های ما در مقابل موقعیت هاست و الهام گرفتن از پدیده ها، حادثه ها و مسائل ساده زندگی. خلاقیت اغلب به توانایی تعدیل راه حل ها از جنبه های مختلف زندگی خلاصه می شود. برای مثال نوار چسب خیاطی با الهام گرفتن از خار و خسی که به لباس می چسبد ساخته شده است و یا شیوه کندن پوست موز ایده ای برای تهیه قوطی های کنسروی است که با حلقه ای که روی آن تعبیه شده باز می شود.
مقاله ۸۴:فکر کردن بر مبنای معیارها و ملاک ه
در هفته گذشته خطاها جزئی نگری را به عنوان یکی از خطاهای فکر کردن مطرح کردیم . و اینک ادامه ی مطلب.
۲- تو اشتباه فکر می کنی، من درست فکر می کنم یکی از خطاهای جدی در فرایند تفکر، مقایسه ها و درگیر کردن حالت های درونی با فکرها و اندیشه هاست.
اغلب احساس می کنیم، ما درست فکر می کنیم و دیگران حتما اشتباه فکر می‌کنند و در هنگام محاوره ها و گفتگوهای شخصی نیز به صراحت، این موضوع را اعلام  می کنیم.
بعضی وقت ها اعمال و گفتار و رفتار و افکار دیگران، مطابق میل ما نیست و با آن موافق نیستیم. در این هنگام، دو احتمال وجود دارد. یا به دلیل این که با معیار و ملاک خاصی منطبق نیست  به این نتیجه رسیده ایم و یا فقط احساس می کنیم اینگونه است.
در هنگام فکر کردن باید مراقبت کنیم که احساس و ذائقۀ شخصی و حالت ها و روحیات و خلأ ها و مسائلی از قبیل در نوع مشاهده و تفکر و شناخت و ارزیابی ما تأثیرگذار نباشد.
به این دوگزاره توجه کنید:
الف- چون من با این عمل یا با این ایده  و یا با این کلام مخالفم، پس حتما غلط است.
ب- چون این عمل یا ایده و یا این کلام با توجه به معیارها و ملاک ها غلط است، پس من با آن مخالف هستم.
به عنوان یک تمرین خیلی ساده در این هفته، به مجموعۀ موافقت ها و مخالفت‌های خود نظری بیفکنید و ببینید کدامیک از دو حالت فوق در مورد آن صدق می کند. خودتان بررسی کنید و با یک ارزیابی حکیمانه به یک تصمیم عالمانه برسید.
گروهی از افراد، زندگی خود را بر مبنای ملاک ها و معیارها تنظیم می کنند و گفتارها و عمل ها و اندیشه ها و حالت ها و تصمیم ها و حتی آدم ها را با معیار و ملاک حق می سنجند و سپس اعلام نظر می کنند و تصمیم می گیرند، این دسته از آدم ها کمتر اشتباه می کنند و زندگی آن ها بر مبنای اصول و ارزش‌ها اداره می شود و حق در وجود آن ها جاری می شود و چشمه های تفکر و خلاقیت از سرزمین ذهن و قلبشان می جوشد. برعکس، عده ای دیگر حق را با آدم ها می سنجند. ذهنیت و رفتار و اندیشه و عمل و خودشان را حق و درست می‌پندارند و امور را با آن می سنجند. قطعا این گروه دچار خطای جدی در تفکر هستند.
امام و مقتدای ما امیرالمؤمنین علیه السلام  فرمودند:
حق را بشناسید و آنگاه اهلش را خواهید شناخت . یعنی آدم ها را با حق نقد بزنید.
به راستی ما چگونه و بر مبنای کدام الگو زندگی می کنیم؟
خدایا برای تو حرکت می کنیم، تمام سعی خود را به کار می گیریم، هدفمند و پرشور گام بر می داریم و فردار را به تو می سپاریم.
سعادتمند باشید جلیل معماریانی
مقاله ۸۵: پیش داوری مانع تفکر درست است
ضمن گرامیداشت ایام محرم و با آرزوی توفیق برای تفکر دقیق تر در باره اهداف قیام امام حسین علیه السلام و وظایف ما در قبال خون شهدای کربلا و نحوه الگوسازی از تفکر یاران عاشورایی، در هفته های قبل به دو مورد از خطاهای فکر کردن اشاره کردیم:
۱- جزئی نگری
۲- مقایسه های خودمدار

و اینک ادامه مطلب:
۳- پیش داوری: یکی از مسائلی که باعث می شود روند تفکر ما منحرف شود، این است که قبل از فکر کردن و بررسی درست و عالمانه یک موضوع، با استفاده از ذهنیت ها و فرضیه های قبلی خودمان نسبت به آن موضوع اظهار نظر می کنیم. در مسیر تفکر درست، باید سعی کنیم ذهنمان را از پیش فرض های قبلی خالی کنیم تا بتوانیم به درستی مشاهده کنیم در زندگی ما هم، بارها این اتفاق افتاده است که راجع به یک مطلب یا موضوعی، دیدگاه خاصی در ذهن مان مطرح بوده است و بعد متوجه شده ایم، در اشتباه بوده ایم. همیشه سعی کنید ابتدا از صحت و سلامت و امنیت نظر و دیدگاه خود اطمینان حاصل کنید. شخصی داخل اتوبوس نشسته بود و دو فرزند او درحال بازی و سرگرمی بودند و او که به فکر فرو رفته بود و مشاهده می کرد که فرزندانش، کمی شلوغ تر از همیشه هستند اما تذکری نمی داد. در همین حال یکی دو تا از مسافران اتوبوس با لحن تندی به این مرد تذکر دادند و با الفاظ نسبتا زشت، از او انتقاد کردند. در این لحظه آن مرد به این مسافر گفت: «حق با شماست، اما یک ساعت پیش همسرم فوت کرد و بچه ها هم در بیمارستان متوجه این قضیه شدند. خودرو هم ندارم. الان بچه ها را سوار اتوبوس کردم و در وضع خاصی مشغول فکر کردن به جمع و جور کردن اوضاع و احوال زندگی و بچه ها و مسائل ناشی از آن بودم و متوجه اذیت فرزندانم نشدم.از شما عذرخواهی می کنم.» در این لحظه مسافران که متوجه این مصیبت شدند، با کمال شرمندگی از تذکری که داده بودند، به این مرد گفتند: «واقعا ببخشید، زود قضاوت کردیم. بگذارید بچه ها راحت باشند و بازی کنند، اگر از دست ما هم کاری بر می آید بفرمایید در خدمت شما هستیم». حتما وضعیت هایی مشابه این جریان برای ما پیش می آید که یا در مقام قضاوت کننده هستیم یا قضاوت شونده آن چه که مهم است حلم و ظرفیت ابتدایی است و این که در برخورد با مسائل، تازمانی که مطمئن نشده ایم، حرفی نزنیم و قضاوت نکنیم. شاید برای همین موضوع، در بعضی از دعاها آمده است: «خدایا حلم و ظرفیتی به من عطا کن که درهای جهل و نادانی را به روی من ببندد.» پیش داوری ها عمدتا مانع تفکر و شناخت و یا عامل انحراف و خطای جدی در تفکر انسان است.
تمرین: به مجموعه نقطه نظرهایی که تا هفته آینده مطرح می کنید، توجه کنید و آن مقدار از اطلاعات اولیه و یا نتیجه گیری هایی که بر اساس پیش داوری انجام می دهید شناسایی کنید و با نگاه جدید و خالی از ذهنیت به فکر کردن و حل مسئله بپردازید.
سعادتمند باشید جلیل معماریانی
ضمن گرامیداشت ایام محرم و با آرزوی توفیق برای تفکر دقیق تر در باره اهداف قیام امام حسین علیه السلام و وظایف ما در قبال خون شهدای کربلا و نحوه الگوسازی از تفکر یاران عاشورایی، در هفته های قبل به دو مورد از خطاهای فکر کردن اشاره کردیم:
۱- جزئی نگری
۲- مقایسه های خودمدار

و اینک ادامه مطلب:
۳- پیش داوری: یکی از مسائلی که باعث می شود روند تفکر ما منحرف شود، این است که قبل از فکر کردن و بررسی درست و عالمانه یک موضوع، با استفاده از ذهنیت ها و فرضیه های قبلی خودمان نسبت به آن موضوع اظهار نظر می کنیم. در مسیر تفکر درست، باید سعی کنیم ذهنمان را از پیش فرض های قبلی خالی کنیم تا بتوانیم به درستی مشاهده کنیم در زندگی ما هم، بارها این اتفاق افتاده است که راجع به یک مطلب یا موضوعی، دیدگاه خاصی در ذهن مان مطرح بوده است و بعد متوجه شده ایم، در اشتباه بوده ایم. همیشه سعی کنید ابتدا از صحت و سلامت و امنیت نظر و دیدگاه خود اطمینان حاصل کنید. شخصی داخل اتوبوس نشسته بود و دو فرزند او درحال بازی و سرگرمی بودند و او که به فکر فرو رفته بود و مشاهده می کرد که فرزندانش، کمی شلوغ تر از همیشه هستند اما تذکری نمی داد. در همین حال یکی دو تا از مسافران اتوبوس با لحن تندی به این مرد تذکر دادند و با الفاظ نسبتا زشت، از او انتقاد کردند. در این لحظه آن مرد به این مسافر گفت: «حق با شماست، اما یک ساعت پیش همسرم فوت کرد و بچه ها هم در بیمارستان متوجه این قضیه شدند. خودرو هم ندارم. الان بچه ها را سوار اتوبوس کردم و در وضع خاصی مشغول فکر کردن به جمع و جور کردن اوضاع و احوال زندگی و بچه ها و مسائل ناشی از آن بودم و متوجه اذیت فرزندانم نشدم.از شما عذرخواهی می کنم.» در این لحظه مسافران که متوجه این مصیبت شدند، با کمال شرمندگی از تذکری که داده بودند، به این مرد گفتند: «واقعا ببخشید، زود قضاوت کردیم. بگذارید بچه ها راحت باشند و بازی کنند، اگر از دست ما هم کاری بر می آید بفرمایید در خدمت شما هستیم». حتما وضعیت هایی مشابه این جریان برای ما پیش می آید که یا در مقام قضاوت کننده هستیم یا قضاوت شونده آن چه که مهم است حلم و ظرفیت ابتدایی است و این که در برخورد با مسائل، تازمانی که مطمئن نشده ایم، حرفی نزنیم و قضاوت نکنیم. شاید برای همین موضوع، در بعضی از دعاها آمده است: «خدایا حلم و ظرفیتی به من عطا کن که درهای جهل و نادانی را به روی من ببندد.» پیش داوری ها عمدتا مانع تفکر و شناخت و یا عامل انحراف و خطای جدی در تفکر انسان است.
تمرین: به مجموعه نقطه نظرهایی که تا هفته آینده مطرح می کنید، توجه کنید و آن مقدار از اطلاعات اولیه و یا نتیجه گیری هایی که بر اساس پیش داوری انجام می دهید شناسایی کنید و با نگاه جدید و خالی از ذهنیت به فکر کردن و حل مسئله بپردازید.
سعادتمند باشید جلیل معماریانی
مقاله ۹۲: خطایی که مانع از تصمیم‌گیری درست ما می‌شود
در هفته های گذشته، به ۸ مورد از خطاهای فکری اشاره کردیم:  ۱- جزئی نگری  ۲-مقایسه خود محورانه   ۳- پیش داوری   ۴- تفکر صفر یا صدی   ۵- بزرگ نمایی یا کوچک نمایی   ۶- تفکر احساسی   ۷-برچسب زدن   ۸- تعمیم دادن   و اینک در ادامه مطلب به موضوع حذف خواهیم پرداخت.

۹- حذف: یکی دیگر از مواردی که باعث خطای فکری می شود این است که در هنگام دریافت ورودی ها و داده های ذهنی، بخشی از دریافت ها را حذف کنیم. مثلا گاهی اوقات حرفی را می شنویم و به دلیل شتاب زدگی یا عادت یا ترس از تغییر و مواردی از این قبیل، به صورت ناخودآگاه یا حتی خودآگاه، بخشی از صحبت طرف مقابل را حذف می کنیم و همین مسئله باعث می شود دریافت های ما ناقص باشد. یا کسی که برای ما کار مثبتی انجام می دهد ممکن است در یک برخورد دیگر اشتباه کند و مسئله ای را در نظر نگیرد؛ اگر ما در این موقعیت خاص، قسمت مثبت و خدمات طرف مقابل را حذف کنیم، بی گمان در تفکر ما تاثیر می گذارد و ما به گونه ای دیگر فکر خواهیم کرد. مثالی دیگر؛ می خواهیم فکر کنیم تا به یک الگوی تازه ای از تصمیم گیری برسیم و یک طرح جدید برای زندگی خود پیدا کنیم. اگر بخشی از نعمت ها و عنایت های خدادادی را در نظر بگیریم، این امر روی تصمیم گیری ما تاثیر منفی می گذارد یا حتی در هنگام مطالعه، بخشی از جملات و تاکیدات را حذف می کنیم و این حذف باعث می شود که برداشت اشتباهی داشته باشیم.
به عنوان یک تمرین در ارتباطات خودتان با دیگران دقت کنید و ببینید که کدام یک از موارد را حذف می کنید. چه چیزهایی را در هنگام فکر کردن در نظر نمی گیرید؟ هنگام تصمیم گیری چه چیزهایی را فراموش می کنید؟ در هنگام بحث کردن و اعلام نظر یا تحلیل و پردازش یک موضوع، کدام یک از موارد را فراموش می کنید؟ وقتی تصمیم می گیرید شکر کنید تا به واسطه  این شکر، رشد و رویشی پیدا کنید چگونه برخورد می کنید؟ یادآوری نعمت ها، نگاه جامع و وسیع و آزادی از تعلق ها و شجاعت در تصمیم گیری و همچنین توجه بیشتر به وظیفه ها، باعث می شود تا از خطاهای فکری رهایی یابید
سعادتمند باشید جلیل معماریانی
مقاله ۹۴: چند تمرین ساده برای کسب مهارت تفکر واگرا
همان طور که هفته قبل بیان کردیم، تفکر واگرا به عنوان زمینه ساز تفکر خلاق، از ضروریات تصمیم گیری به شمار می رود. تفکری که در راه حل ها محدودیت ندارد و به دنبال کشف و تولید راه حل های متعدد برای حل یک مسئله است.
در تفکر واگرا سه عنصر دخالت دارد: ۱- انعطاف پذیری یا نرمش اندیشه ۲- اصالت اندیشه ۳- سیالی اندیشه؛ یعنی هر چه تفکری انعطاف پذیرتر، اصیل تر و سیال تر باشد واگرایی آن بیشتر است و در نتیجه این نوع تفکر خلاق تر است.
برای اندازه گیری انعطاف پذیری تفکر یا به اصطلاح «آزمون استفاده های غیر معمول» موارد استفاده و یا کاربردهای مختلف یک شی ء و یک ابزار و یا یک وسیله خاص باید فهرست شود. به طور مثال کاربردهای مختلف یک آجر یا یک سوزن و کاربردهای مختلفی را که برای یک خودکار به ذهنتان می رسد بیان کنید. هر چقدر پاسخ های مناسب تر و خلاق تر و مبتنی بر تخیل قوی به این سؤال ها داده شود نشان دهنده انعطاف ذهن است. هر چقدر تعداد این کاربردها بیشتر باشد ذهن سیال تر است. نتیجه عملی این تمرین و آزمون این است که برای حل یک مسئله راه حل های بیشتری به ذهن خطور می کند و زمینه تفکر خلاق ایجاد می شود  
اصالت اندیشه به وسیله «آزمون عنوان داستان» اندازه گیری می شود. در این آزمون داستانی کوتاه بیان می شود و تمام عنوان هایی که برای داستان مناسب به نظر می رسد فهرست می شود. به عنوان یک تمرین شما می توانید یک حادثه یا یک داستان را مطالعه کنید و سپس برای آن عناوین جدید پیدا کنید. اگر بخواهید داستان زندگی خودتان را از اول فروردین امسال تا الان به صورت یک کتاب منتشر کنید این کتاب چه عنوانی خواهد داشت؟ یا اگر مجموعه اتفاقات دیروز را به صورت یک داستان کوتاه بیان کنید عنوان این داستان چه خواهد بود؟ لطفا هم داستان را بنویسید و هم یک نام و عنوان مناسب برای آن انتخاب کنید. این تمرین ساده به شما کمک می کند تا بتوانید از زاویه های مختلف به یک موضوع نگاه کنید.
حالا ۵ تا سوال با هدف تمرین و تقویت تفکر واگرا مطرح می شود که شما می توانید به طور میانگین به مدت ۱۰ دقیقه به آن ها پاسخ دهید و بعد با توجه به انعطاف پذیری، سیالی و اصالت تفکر که در بالا توضیح داده شد میزان واگرا بودن تفکر خود را بررسی کنید. به سوالات زیر در مدت ۱۰ دقیقه پاسخ دهید (آماده: شروع )
۱- نام ۱۰ شیء گرد و ترش را بنویسید.
۲- با اضافه کردن ۲ خط راست به یک دایره شکل های مختلف بسازید.( حداقل ۱۰ شکل )
۳- با یک سنگ چه کارهایی می توان کرد ؟
۴-کلمه های شبنم، خسیس، مربع و هویج را در یک جمله به کار ببرید؟
۵- اگر به جای وزیر آموزش و پرورش بودید چه می کردید؟
مقاله ۹۶: چند پیشنهاد ساده برای تقویت تفکر
 ما برای داشتن زندگی مفیدتر نیاز داریم توانایی  های خود را برای فکر کردن افزایش دهیم. در این قسمت چند تمرین ساده و تذکر و پیشنهاد تقدیم می کنیم:
۱- ورزش باعث تقویت قوای فکری می شود. نتایج تحقیقات گوناگون نشان می  دهد که در هنگام ورزش اکسیژن و مواد غذایی بیشتری در دسترس سلول  های مغز قرار می  گیرد. به علاوه ورزش باعث افزایش فاکتور هایی می   شود که عامل رشد سلول های مغزی است. ورزش فواید گوناگونی دارد و انجام آن به  صورت مرتب و روزانه توصیه می شود.
۲- هر کسی باید بهترین زمان فکرکردن خود را کشف کند و فکر خود را در آن زمان با ورزش فکری و حل مسئله تقویت کند. بهترین زمان فکر کردن زمانی است که شما در امنیت و آرامش به سر می برید و این زمان در اشخاص مختلف فرق می کند. پس یک زمان مشخص را برای تمرکز فکری خود در نظر بگیرید.
۳- روز خود را با بهترین ها شروع کنید. افکار مثبت و توجه به نعمت های خدا و تهیه فهرستی از دارایی های ساده ای که در ظاهر خیلی ابتدایی به نظر می رسد به انسان نیروی مضاعف می دهد. تفکر مثبت یعنی توجه به تمام موهبت های الهی. فکر کردن به الطاف خداوند مهربان راه بسیار ساده ای است برای کارکرد بهتر فکر.
۴- خاطرات جدید را به خاطرات قبلی خود مربوط کنید و درباره آثار عمل ها و انتخاب ها و نیت ها و انگیزه های خود بیشتر فکر کنید. حافظه خود را چون تکیه گاه در نظر بگیرید و اطلاعات جدید را روی آن تثبیت کنید. همیشه اطلاعات جدید را به چیزی پیوند دهید و هرگز آن را تنها رها نکنید. با این کار امکان به یاد آوردن آن ها بیشتر است.
۵- تاحد امکان بیشتر تمرین کنید. یادگیری و تمرین مدام ذهن را تغییر می دهد. نتایج مطالعات نشان می دهد که آموزش های منظم، طبق برنامه و زمان بندی شده باعث تغییر ساختار ذهنی فرد می شود.
۶- به ایده های خود، فرصت شکوفا شدن بدهید. بسیاری از ما با توجه به توانایی هایمان امکان ارزیابی حقایق و تصمیم گیری سریع را در اختیار داریم. خلاقیت نیاز به آرامش و سکون دارد و این که به ایده های به ظاهر نامعقول و بی معنی خود در حد امکان فرصت دهیم.
۷- کارهایی انجام دهید که باعث رشد شود و همراهانی انتخاب کنید که انگیزه قوی و پشتکار لازم داشته باشند.نتایج مطالعات نشان می دهد صاحبان مشاغلی که نیاز به به کارگیری ذهن دارد نسبت به دیگر افراد از قدرت تفکر بیشتری برخوردارند.
۸- تا جایی که می توانید تجربه کسب کنید. به خاطر داشته باشید که تجربه فقط پشت سر گذاشتن یک رویداد نیست بلکه برخوردها و دریافت هایی است که ما از رویدادها به دست می آوریم. به عبارت دیگر موضع گیری های ما در مقابل موقعیت هاست و الهام گرفتن از پدیده ها، حادثه ها و مسائل ساده زندگی. خلاقیت اغلب به توانایی تعدیل راه حل ها از جنبه های مختلف زندگی خلاصه می شود. برای مثال نوار چسب خیاطی با الهام گرفتن از خار و خسی که به لباس می چسبد ساخته شده است و یا شیوه کندن پوست موز ایده ای برای تهیه قوطی های کنسروی است که با حلقه ای که روی آن تعبیه شده باز می شود.
مقاله ۹۷: جدولی برای سر و سامان دادن به سرمایه ای به نام تفکر
فکر کردن باید به عنوان یک ضرورت در زندگی همه ما مطرح باشد. ما معمولا با مسئله هایی که ملموس تر باشد ارتباط بهتری برقرار می کنیم. سوال اصلی این است که چگونه نیاز جدی به تفکر را در زندگی خود احساس کنیم.
شما چند دقیقه فکر کنید و تمام لحظه های زندگی خود را بررسی کنید. در کدام بخش به فکر کردن نیاز ندارید؟ در کدام قسمت ها نیاز بیشتری دارید؟ آیا تا به حال به دلیل ضعف فکری مجبور نشده اید خسارت بپردازید؟ آیا تا به حال به دلیل بی فکری مجبور نشده اید یک کاری را دوبار انجام دهید؟ آیا تا به حال به دلیل به کار نبردن خلاقیت، فرصت هایی خاص از زندگی خود را از دست نداده اید؟
لطفا یک جدول تهیه کنید با ۳ ستون. در یک ستون مسئله های مختلف زندگی خود را بنویسید. مثل تحصیل، ازدواج، تربیت فرزندان، ارتباط و تعامل با دیگران، تقویت روحیه، اعتماد به نفس، مسائل اقتصادی، مسئله های شغلی، مسکن و در ستون دوم برای هریک از موارد قبلی چنانچه فکری اندیشیده اید و یا راه حل خاصی با استفاده از تفکر پیدا کرده اید و یا به تجربه خاصی در آن زمینه رسیده اید، بنویسید. در ستون سوم مسئله ای را که در ارتباط با آن موضوع فکرتان را مشغول کرده است به صورت یک یا چند سؤال بنویسید. به عنوان مثال اگر در ارتباط با تربیت فرزندان خود یا تعامل با دیگران به تجربه های ارزنده و یا راه حل های خاصی رسیده اید در ستون دوم یادداشت کنید و اگر سوال یا مشکل یا مسئله خاصی در همان مورد دارید در ستون سوم یادداشت کنید. مثل این که بهترین شکل برخورد با پرخاشگری های دوران بلوغ فرزندم چیست؟ چگونه منظور اصلی او را در برخوردهایم تشخیص دهم؟ و این قبیل سؤالات را در ستون سوم یادداشت کنید.
وقتی این جدول را تکمیل می کنید کم کم به ضرورت تفکر بیشتر پی می برید. شما سعی کنید از کسانی باشید که برای گسترش فرهنگ تفکر تلاش می کنند. دشمنان ما قصد دارند روح فکر کردن را از جوانان و جامعه ما بگیرند و به جای آن هیجان تزریق کنند و جوانان ما را به گونه ای تحت تأثیر احساس و هیجان قرار دهند که آنان با همان مقدار ارضا شوند.
یک تلاش همگانی لازم است تا تفکر در تمام خانواده ها به عنوان امری دوست داشتنی و با ارزش تلقی شود. به فرزندانمان فکر کردن را بیاموزیم تا آن ها بتوانند مسئله های زندگی خودشان را حل کنند و در تصمیم گیری هایشان کمتر اشتباه کنند. گفتمان های جلسات خانوادگی ما با موضوع تفکر باشد. کسانی را که خوب فکر می کنند تشویق کنیم. برای کسانی که فکر می کنند ارزش قائل شویم. باور کنیم که هیچ عبادتی مثل فکرکردن نیست. برای فکرکردن باید روح کنجکاوی مثبت و هدفمند و پرسشگری را در جوانان و فرزندان و نسلمان تقویت کنیم. باید اجازه دهیم آن ها سؤال کنند. نگران سؤالات آن ها نباشیم. اگر نتوانند سؤال کنند و سؤال کردن را یاد نگیرند شبهات ایجاد می شود و کارها دشوارتر می شود.
همین الان تصمیم می گیریم برای فکرکردن هزینه کنیم. وقت بگذاریم. سرمایه گذاری کنیم. ارزش قائل شویم و درست فکرکردن را یاد بگیریم و به دیگران آموزش دهیم.
مقاله ۱۰۱: نکاتی برای پیاده‌سازی یک تصمیم
همان‌طور که در یکی از شماره‌های قبلی بیان کردیم برای بهبود بخشیدن به شیوه تفکر و پربارتر ساختن آن، یکی از راه‌ها این است که مسئله‌ها و هدف‌های بنیادی و ارزش‌های حاکم بر آن به‌درستی مشخص شود. همچنین یادآوری می‌کنیم که توجه به ارزش‌ها در طرح و حل یک مسئله از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. در هدف‌گذاری و حل یک مسئله، شناسایی اهداف بنیادی و تعریف دقیق مسئله خیلی مهم است. پس از مشخص‌کردن هدف باید یک مدل اجرایی و برنامه عملیاتی طراحی شود تا زمینه‌های تحقق هدف‌ها بهتر فراهم شود. در تفکر ارزش‌محور، قسمت تعریف مسئله و هدف‌گذاری را بخش کیفی می‌گویند و مدل‌سازی اجرایی را بخش کمی می‌نامند.
برای پیاده‌سازی بخش کیفی در تفکر ارزش‌محور، باید گام‌های متوالی زیر را برداشت:
گام اول- تعیین چارچوب موقعیت تصمیم: چارچوب هر موقعیت تصمیم را گزینه‌ها و ارزش‌های آن تعیین می‌کند. آشنایی با مفاهیم مربوط به چارچوب تصمیم درشناخت و درک تفکر ارزشی نقشی محوری ایفا می‌کند. زمینه تصمیم و اهداف بنیادی همراه با یکدیگر چارچوب موقعیت تصمیم را در قالب یک منشور شکل می‌دهد. زمینه تصمیم، مجموعه‌ای از گزینه‌های مناسب در یک موقعیت تصمیم خاص است و اهداف بنیادی نیز ارزش‌هایی را که در زمینه تصمیم موضوعیت دارد، شفاف می‌سازد؛ به بیان دیگر اهداف بنیادی همان اهداف نهایی است که در یک زمینه تصمیم خاص در برابر اهداف مقطعی قرار می‌گیرد.
هدف همان چیزی است که فرد می‌خواهد به آن برسد و سه مشخصه اساسی دارد که عبارت است از زمینه، موضوع و ترجیح. مثلا درباره بهبود روابط با اطرافیان، یکی از اهداف افزایش بهره‌وری و رشد است. در این هدف، زمینه تصمیم، بهبود روابط و موضوع بهره‌وری و رشد است و رشد بیشتر بر رشد کمتر ترجیح دارد، به عبارت دیگر در هر تصمیم یک موضوعی وجود دارد که ارزش حاکم بر آن هدف و تصمیم را مشخص می‌کند که اگر در مسیر تصمیم گیری، آن را حذف کنیم آن هدف و آن تصمیم اعتبار چندانی ندارد.
شما به مجموعه هدف‌هایی که در زندگی مشخص کرده‌اید و گاه به آن‌ها دست یافته‌اید نگاه کنید. سوال کنید و از خودتان بپرسید چرا این تصمیم را گرفتم یا می‌خواهم بگیرم. موضوع اصلی که برای من ضرورت این تصمیم و انتخاب این هدف را مشخص می‌کند، چیست؟ مثلا می‌خواهید ازدواج کنید. یا درس بخوانید یا فلان وسیله را تهیه کنید یا به فلان نقطه برسید. یا فلان مقدار پول به دست بیاورید. به این موقعیت برسید و مفاهیم و مقاصدی از این قبیل. واقعا چرا؟
آیا می‌دانید چند درصد از انسان ها می‌دانند چه می‌خواهند و چرا آن را می‌خواهند؟
در یک تفکر ارزش‌محور باید به این سوالات به طور دقیق پاسخ داده شود. مثلا در ازدواج، این زمینه تصمیم راهبردی آرامش و رحمت و مودت است. (البته مشخص‌کردن زمینه‌های راهبردی یک تصمیم بستگی به افکار و عقاید و باورهای فرد دارد) و یا مثلا در هدف‌های اقتصادی، زمینه تصمیم راهبردی بهره‌مندی عالمانه و حکیمانه از نعمت‌های خدا در مسیر به جریان انداختن آن‌ها بر مبنای امر او است. ان شاءالله هفته‌های آینده این بحث را ادامه می‌دهیم.
خدایا برای تو حرکت می‌کنیم، تمام سعی خود را به کار می‌گیریم، هدفمند و پرشور گام برمی‌داریم و فردا را به تو می سپاریم


۱- به خودتان دروغ نگویید:
با خودتان رو راست باشید از خودتان سوال کنید آیا واقعا دوست دارید که وضعیت درسی تان بهتر از الآن شود؟ برای اینکه وضعیت درسی تان بهتر شود، راهکارها و راه حل هایی را به ذهنتان می رسد، بنویسید.
۲- به جایی که میخواهید برسید خیره شوید، نه به جاهای دیگر:
در ۵ سال آینده به کجا می خواهید برسید؟ در سال آینده به کجا؟ در چند ماه آینده چطور؟
حالا با توکل به خدا و استعانت از او حرکت سریع تان را در این مسیر شروع کنید.
۳- فرصت سوزی نکنید:
شما به اندازه کافی برای مطالعه فرصت دارید، فقط باید مواظب باشید که آن را هدر ندهید. به خودتان توجه کنید و مواردی را که موجب اتلاف زمانتان می شود، کشف کنید و سپس سعی کنید با آنها مبارزه کنید.
۴- با برنامه ریزی صحیح، افسار زمان را در دست بگیرید و از حجم زیاد دروس نترسید:
برای خودتان، برنامه دقیقی تا امتحانات بریزید. چنانچه در این قسمت به مشکلی برخورد کرده اید، از مشاوران تحصیلی کمک بگیرید. میزان ساعت مطالعه مفید در هفته را مشخص کنید و سعی کنید در هفته های آینده با آن به رقابت برخیزید و آن را افزایش دهید و همچنین می توانید برای خودتان نمودار رشد هفتگی رسم کنید.
۵- از تجربیات دانشجویان ممتاز و دیگر دوستانتان استفاده کنید:
تحقیقاتی که در مورد افراد ممتاز صورت گرفته است نشان می دهد که «مطالعه روشمند» یکی از فاکتورهای موفقیت آنها در درس خواندن بوده است. سعی کنید روش های مطالعه تان را تصحیح کنید و سرعت مطالعه و درک و فهم خودتان را تا چند برابر افزایش دهید.
۶- قبل از مطالعه  ی یک درس، ابتدا تکلیف خودتان را با خودتان مشخص کیند، بعد شروع به مطالعه کنید:
اگر مسأله ای هست که ذهنتان را آشفته کرده است، ابتدا آن را کشف کنید و برای آن راه حل های کاربردی بیابید، سپس مدت معینی را برای مطالعه ی یک موضوع مشخص کنید و تلاش کنید که در زمان تعیین شده، موضوع را به پایان برسانید. همچنین طرح چندین سوال در ارتباط با موضوع در قبل از مطالعه می تواند دقت شما را بالا ببرد و اطلاعات ورودی به حافظه تان را افزایش دهد.
۷- از کنار چیزهایی که در بین مطالعه، حواستان را پرت می کند، بی خیال نگذرید:
به هنگام مطالعه، در کنار دستتان برگه ای داشته باشید و مواردی را که به ذهنتان خطور می کند و حواستان را پرت می کند، یادداشت کنید و پس از اتمام مطالعه به همه آنها رسیدگی کنید. این کار تمرکز شما را در مطالعه افزایش می دهد.
۸-  مطالب را حفظ نکنید؛ بفهمید:
فهمیدن زمانی صورت می گیرد که شما بتوانید مطلب را به زبان خودتان بیان کنید، آن را تحلیل و تفسیر کنید و بتوانید به سوالات مربوط به آن درس پاسخ بدهید. برای این منظور، حتما از همه مطالب یادداشت برداری کنید.
(روش یادداشت برداری تان را تغییر دهید تا بتوانید شاخه ای رسم کنید). یادداشت هایتان را منظم مرور کنید و آن ها را به زبان خودتان بیان کنید. تمرینات مربوط به موضوع را دقیقا انجام دهید.
۹- مواظب باشید که کلمه خوانی و بلندخوانی سرعت مطالعه تان را پایین نیاورد:
این دو روش را برای فهم مطلب، با هم مقایسه کنید:
الف) دیدن معنی کردن
ب) دیدنگفتن معنی کردن
مورد ب مربوط به بلندخوانی است که با ایجاد یک فرایند اضافی، سرعت مطالعه را پایین می آورد. سعی کنید به صورت الف و با کمک انگشت سبابه و چشم (نه زبان) شروع به خط بردن و مطالعه کنید. بدین صورت و با تمرینات مناسب سرعت مطالعه شما چند برابر افزایش می یابد.
۱۰-  با یادگیری «اصل گوش دادن» فهم خود را در کلاس افزایش و حواس پرتی تان را کاهش دهید:
قبل از کلاس به مدت ده دقیقه نکات کلیدی و مهم مبحث را پیش خوانی و سپس در مورد آن ها سوال طرح کنید. این کار توجه و دقت شما را در کلاس بالا خواهد برد و حافظه شما را تقویت خواهد کرد. در حین کلاس، هر وقت فرصتی پیدا کردید، از ابتدای بحث تا نقطه ی مورد نظر را مرور کنید و در پایان کلاس کل مبحث را در چند دقیقه مرور و جمع بندی نمایید. این کار مانع تداخل اطلاعات با مباحث کلاس های بعدی می گردد. بعد از کلاس در منزل، حتی الامکان، مباحث همان روز را جمع بندی نمایید تا ذهنتان سازماندهی شود.
۱۱- استرس امتحان شما را از پای نیاندازد؛ هنر امتحان دادن را بیاموزید:
قبل از شروع امتحانات، نمرات هر درس خود را در ذهن خود تجسم کنید و برای رسیدن به نمرات تعیین شده برنامه ریزی کنید. شب قبل از امتحان و چند ساعت مانده به خواب، اصلا مطالعه نکنید فقط آنچه را قبلا مطالعه کرده اید مرور کنید تا آمادگی ذهنی تان افزایش یابد. بعد از نماز صبح حتما دعا کنید. در حین امتحان سوالات را از ساده به سخت پاسخ دهید تا ذهنتان گرم شود و بعد از امتحان ارزیابی و تحلیل آن را به هیچ وجه فراموش نکنید. این نکته ایست که اکثرا غافل هستند!
۱۲- فراموش نکنید که هنوز به پایان راه نرسیده اید:
بعد از امتحانات، مجددا نگاهی به اهدافتان بیاندازید و برای ادامه مسیر خود مجددا برنامه ریزی کنید، این دفعه با عدات و روش های قبلی حرکت نکنید چون ممکن است هر لحظه شما را متوقف سازد. از خود سوال کنید چگونه می توانم سرعت حرکتم را چند برابر افزایش دهیم؟ تلاش کنید راهکارهای جدید را برای تغییر بیابید. همین الان دست به کار شوید!




No comments:

Post a Comment