ولایت پروان
مرکز: چاریکار
جمعیت: ۴۹۱٬,۸۷۰
مساحت: ۵,۹۷۴
زبان مردم: دری، پشتو
ولسوالی ها: بَگرام، جبلسراج، چاریکار، سالَنگ،
سرخِ پارسا، سیدخلیل، شیخعلی، شینواری، غوربند، کوهِ صافی
:::اطلاعات عمومی:::
ولایت پَروان، از استانهای افغانستان است. مرکز
این ولایت شهر چاریکار و مساحت ولایت مساحت ۵٬۹۷۴ کیلومتر مربع با جمعیت ۴۹۱٬۸۷۰
نفر است.
جمعیت ولایت پروان ۴۹۱٬۸۷۰
تن از ولایات مهم در مشرق افغانستان است . از شمال به ولایت بَغلان ، از مشرق به
ولایت کاپیسا، از جنوب به ولایات کابل و وَرْدَک و از مغرب به ولایت بامیان *
محدود می شود.
ولایت پروان ، علاوه بر نزدیکی به پایتخت و
صنعتی بودن ، به دلیل قرار گرفتن در مسیر کاروانهای تجاری و آب و هوای مطلوب ، در
میان ولایات افغانستان اهمیت فوق العاده ای دارد. شهر چاریکار (پایتخت) در مشرق
ولایت ، در ارتفاع 603 ، 1متری ، در حدود 64 کیلومتری شمال کابل و مشرق ملتقای رود
غوربند و پنجشیر واقع است . راه اصلی کابل ـ بَغلان (مرکز ولایت بغلان ) و نیز
شمال افغانستان از آن می گذرد.
:::اقتصاد:::
صنایع نساجی (بخصوص پارچة کتان )، ساخت چاقو و
ابزار فلزی چاریکار و پیرامون آن در افغانستان معروف است پروان در تشکیلات اداری
قدیم افغانستان به صورت «حکومت اعلی » اداره می شد، اما از 1343 ش /1964 در
تقسیمات داخلی جدید، ولایتی مستقل با اهمیتی کمتر (درجة دو) شد.
کاپیسا از 1358 ش /1979 به مدت دوسال قسمتی از
پروان شد. در 1363 ش /1984 ولایت پروان دوازده واحد اداری مستقل داشت . در این
ولایت ، چهار وُلِسْوالی (از تشکیلات حکومتی ) چهار علاقه داری و 477 آبادی ذکر
شده است
:::محصولات:::
توت و انگور پروان شهرت فراوان دارد. برعلاوه،
گندم، جواری، جو، ماش و لوبیا را میتوان از غله جاتی به شمار آورد که درین ولایت
کاشته میشوند. مناطق اطراف چاریکار، مرکز ولایت، در تولید انواع سبزیجات پیشقدم
بوده و تولیدات آن نه تنها برای مصرف محلی بلکه برای صدور به بازارهای کابل نیز
فرستاده میشود.
صنعت چاقو سازی در مرکز ولایت- چاریکار، از
گذشتهها رواج داشت. همچنان صنعت چرمگری درچاریکار وجود داشتهاست. فابریکهٔ
کشمش پاکی در دوران حکومت محمد داوود اما با سرمایهٔ شخصی به کار آغاز کرد که در دوران حنگهای سی
ساله از کار افتید.
:::بند و انهار:::
پروژهٔ بزرگ آبیاری در پروان توسط چیناییها به به ثمر
رسانده شد. این پروژه از دریای پنجشیر آغاز شدهاست. برای گذشتن از دریای غوربند
فناوری جالبی به کاررفتهاست که لولههای بزرگ آب ازشانهٔ یک تپع سرازیرشده و با گذشتن از زیردریای
غوربند به شکل بٌرُق روی شانهٔ دیگر تپه میبرآید و به کانالی که به سوی
چاریکار میرود میافتد. کانال یاد شده نارسیده به شهر چاریکار به دو شاخه تقسیم
میشود که یکی به سوی شرق میرود و دیگری همچنان به سوی جنوب جریان مییابد. درهمین
محل تقسیم یک بند برق ساخته شده که مقداری برق برای شهر چاریکار تولید میکند.
همچنان در قسمت جنوب شهر چاریکار برای رساندن آب به زمینهای بالاتر از نهراسلی، دستگاه
بزرگ آب انداز (واترپمپ) ساخته شده که به گونهٔ وقفوی آب را از نهر پایین به بالا انداخته و
درآنجا به جوی دیگری میافتد. این آب حتی تا مناطق قره باغ رسیده و زمینهای خشک
را آبیاری میکند.
ولایت پروان از چهار رودخانه (دریا) آب میگیرد
که عبارت اند از:
دریای پنجشیر
دریای سالنگ
دریای غوربند
دریای شتل
همچنان دریای دیگری به نام دریا «باریک آب» از
سمت جنوب غرب وارد وادی پروان میگردد اما این دریا آب موسمی دارد و دایم فعال
نمیباشد.
:::شهر چاریکار:::
در حدود ۶۴
کیلومتری شمال کابل و در خاور پیوندگاه رودهای غوربند و پنجشیر واقع است. راه اصلی
کابل ـ بغلان و نیز شمال افغانستان از چاریکار میگذرد.
جمعیت این شهر در سال ۱۹۸۸ در حدود ۲۹۴۰۰ نفر برآورد شده بود و امروزه ۵۳۶۷۶ نفر اعلام میشود. منطقهٔ
میان کابل و چاریکار متراکمترین منطقه افغانستان از نظر جمعیت است.
این شهر در محل ورودی درهٔ
پنجشیر واقع شده است. صنعت پارچه کتان و ساخت چاقو و ابزار فلزی چاریکار و پیرامون
آن در افغانستان معروف است. کوزهگری و انگورهای این شهر نیز معروفند. در دهه ۱۹۶۰ بزرگترین کارخانه نساجی افغانستان در گلبهار
در نزدیکی چاریکار ساخته شد. که ساخت آن باعث رشد جمعیت چاریکار پس از سال ۱۹۶۲ میلادی شد.
از نقاط دیدنی شهر، تپه گل غندی است. گردشگاه
تپه گل غندی که از گردشگاههای بهاری افغانستان است در سال ۱۳۲۴ خورشیدی (۱۹۴۵ میلادی) در زمان میرعلم خان شهردار چاریکار
بنیاد شد. در سال ۱۳۲۷
خورشیدی بهای جان، شاعر پشتوزبان از این تپه دیدن کرد و نام آن را تپه گل غندی
(تپه گل) گذاشت.
در افسانهها بنیاد شهر چاریکار را به جمشید
پادشاه نسبت میدهند. بنیاد تاریخی آن را نیز توسط شاه کانیشکا از دودمان کوشانیان
میدانند.
در سال ۱۸۴۱
و در جریان جنگ انگلیس با افغانستان، یک هنگ از سربازان انگلیسی مستقر در چاریکار
قتل عام شدند. در ۲۱
ژوئیه ۱۸۸۰
عبدالرحمن خان در شهر چاریکار اعلان پادشاهی کرد. نیروهای حبیبالله کلکانی ( بچهسَقّا)
پاشاه افغانستان، چاریکار را در سال ۱۳۰۸
خورشیدی اشغال نمودند.
بعدها محمدگل خان مهمند، وزیر داخله افغانستان
که سیاست پشتوسازی را دنبال میکرد، شهر چاریکار را به آتش کشید و ویران ساخت.
پس از مداخله نظامی روسیه در سال ۱۹۷۹، چاریکار صحنه جنگهای شدیدی شد. پس از اشغال
منطقه از سوی طالبان، مردم چاریکار در ۲۳
میزان ۱۳۷۵
علیه طالبان قیام کردند.
:::وُلُسوالی غوربَند:::
یکی از ولسوالیهای ولایت پروان افغانستان است.
غور نام منطقهای است در شمال غربی غوربند.
غوربند به معنای «مانع کوهستانی در راه غور» است.
این ولسوالی تقریباً نصف ولایت پروان را از نظر
مساحت و نفوس تشکیل می دهد.قبل از افتتاح تونل سالنگ این دره شمال را به جنوب وصل
می نمود و تمام کاروان های تجارتی از این دره می گذشتند، اما بعد از افتتاح تونل
سالنگ از شهرت این راه کاسته شد.این دره زیبا و سر سبزی است که توجه تورست ها و
سیاحان را به خود جلب نموده است و قبل از کودتای ثور روزانه صدها سیاح خارجی و
داخلی برای تماشای مناظر دلربای طبیعی به این دره سفر می کردند. مردم این دره را
اقوام تاجک ، هزاره ، پشتون و قرلق تشکیل میدهد. همچنان یک عده سادات نیز درین دره
زندگی می نمایند که از احترام و عزت خاص نزد سایر مردم برخوردار می باشند. غوربند
تاریخ دیرینه دارد جهان کشایان بزرگ چون اسکندر مقدونی ، چنگیز... درین دیار به
شکست مواجه شدند.
در جریان اشغال افغانستان توسط روس ها مردم این
دره تلفات زیادی را متقبل گردیدند. روس ها چندین بار در این دره هجوم آوردند اما
به مقاومت شدید مردم این مرزوبوم مواجه شدند. بالاخره در سال 1360 هجری شمسی روس
ها که توان مقابله را از دست داده بودند ،مجبور به ترک این دیار شدند. پیداوار مهم
این دره را زرد آلو ، بادام، سیب ، انگور وغیره تشکیل می دهد. چون غوربند یک دره
کوهستانی است و مردم آن شغل دهقانی دارند بنائ از نظر اقتصادی بسیار فقیر می
باشند.
:::ولسوالی بَگرام:::
شهری است در ولایت پروان کشور افغانستان.
این شهر از سوی کوروش بزرگ هخامنشی ویران و توسط
داریوش بزرگ بازسازی شد.
در نزدیکی این شهر یک پایگاه نظامی معروف قرار
دارد. آمریکا در پی حمله به افغانستان در سال ۲۰۰۱ به راهاندازی یک مرکز بازداشت موقت در پایگاه
نظامی بگرام اقدام کرد که تا سال ۱۳۸۷
حدود ۶۳۰
زندانی را در خود جای داده است.
:::تاریخ پروان:::
پروان پایتخت تابستانی امپراتوری کوشانی به خصوص
در عهد کنشکای کبیر است. شهرهای بگرام و کاپیسا در دردو سوی دریای پنجشیر مهد تمدن
کوشانی میباشد.
پروان در دامان جنوبی هندوکش همیشه سنگر نهایی و
عقبگاه مطمین کابلستان بودهاست. جنگهایی شدیدی که باشندگان پروان در برابر چنگیز
خان کردند، به گزارش میرغلام محمد غبار نویسندهٔ «افغانستان در مسیر تاریخ»، سبب شد که چنگیر
برای نخستین بار مزهٔ
تلخ شکست را بچشد. البته که چنگیز خان برای اولین بار در تاریخ در پروان به شکست
مواجه شده استږ که آن هم دز منظقه به اسم پل متک.
در دوران جنگهای سه گانهٔ
مردم افغانستان در قرن نزده با انگلیس بازهم پروان دژ استوار و دیواری عبور ناپذیر
در برابر متجاوزین انگلیس بود.
پس ازان که امیر حبیب الله خان کلکانی (رح) در
سال ۱۹۲۸
با مرکز قرار دادن پروان در شورشهای ضد حکومتی توانست حکومت امان الله شاه را
سرنگون کند، پروان برای اولین بار به مثابهٔ منطقهٔ تاجبخش تاجگیر شناخته شد. ازینرو، وقتی نادر
خان به قدرت رسید، برای درهم کوبی روحیهٔ این مردم، کسان زیادی ازمردم را بکشت و داراییهای
شان را غارت کرد. همچنان برای تداوم سلطهٔ خود براین مردم، به جا به جا سازی طرفداران خود
درین نقاط مختلف پروان پرداخت.
همچنان مناطق اطراف شهر چاریکار را به سوی جنوب
و شرق جوی دیگر آبیاری میکردهاست که از دریای غوربند آب میگرفت. این جویها به
نامهای، جوی چاریکار، جوی خواجه و جوی ماهیگیر یاد میشوند... این جویها نیز
درحال حاضر از شاخهٔ
شرقی کانال آبیاری پروان آب میگیرند.
مناطق دیگر پروان بیشتر از آبهایی که از کوهها
سرازیر میشوند آب میگیرند و بند و انهاری که درین مناطق وجود دارد به صورت عنعنوی
صاخته شده و از قرون متمادی بدینسو به همین منوال بودهاست. یکی ازجمله مناطق عمده
ومهم ایکه مربوط به ولایت پروان ونزدیک به ولسوالیهای کابل است هماناعلاقه داری
سنجددره بوده که دارای هفت قریه میباشدکه به دوحصه مهم بالاده وپاین ده تقسیم است،
تمام افرادساکن سنجددره مردمان سنی مذهب وفارسی زبان اند.
سنجدره هم سرحدباتوپ دره، غوربندوشهرک سابقه
یاسرک عمومی کابل -پروان است اهالی سنجددره اکثرآمردمان تجارت پیشه بوده واکثریت
مردمان آن درولایات کابل، پروان، مزار، تخار، بغلان، هرات وسایرمناطق زندگی میکنند،
این محل دارای تعدادی اززیارت گاه هابوده ومشهورترین آن پنجپیران پنجشروزیارت رومی
صاحب است، مشهورترین محل درسنجددره همانامنطقه بنام چهارجوی است که زمانی پایگاه
قومندان ملا(ملامحمدساکن اصلی قریه ده غلامان بوده) که شاهددرگیریهای میان گروه
طالبان وجبهه متحدبود، مردمان این محل درزمان طالبان خسارات هنگفت ملی وجانی
رامتحمل شده ودرزمان طالبان موردتهاجم رمههای کوچی نیزقرارگرفته ولی سرتسلیم برای
افرادمسلح فرودنیاورده اندقابل یادآوریست که درزمانهای گذشته تعدادی ازمردم قوم
منگل که جهت تارج به آن مناطق آمده بوددربعضی ازمناطق آن سربه نیست گردیدهاست.
سنجدره ازجمله محلاتی بوده که درآن آثاربولایتی
کشف گردیدهاست حفریات ساحه بولایتی چشمه شفا در ماه ثور سالروان و حفریات
بالاحصار در برج حمل سالروان اغاز یافتهاست که اکنون در نتیجه ان اثار یک شهر
دوره باختریبدست امدهاست. اثار کشف شده تماماً از دوره باختری است که ممکن
قرن ششم و پنجم قبل از میلاد را در بربگیرد. که اتشکده و اتشدان کشف شده در منطقه،
بینظیر است. حفریات این ساحه ادامه دارد و در اینده سنه گذاریهای مطلق ان روشن
خواهد گردید. ناگفته نماند که ساختمانهای عصر کوشانی، غوری، تیموری نیز دراین ساحه
بولایتی موجود است. اثار و پارچههای ظروف سفالی بدست امده مربوط دوره کوشانیها و
دورههای اسلامی (غزنوی، غوری، تیموری و بعدتر) تا امروز که ساختمانها یکی بالای
دیگر قرار دارند، به نظر رسیدهاست.در اطراف بالاحصار ساحاتیکه مربوط عصر بودیزم
میشوند قبلاً حفاری گردیدهاست : مانند تپه مرنجان، تپه نارنج، خواجه صفا، تپه
خزانه، باغ بابر و کوتل خیرخانه که اثار ان بعداز تحقیق و تسجیل توسط انستیتوت
بولایتشناسی به موزیم ملی تسلیم داده شدهاست و همچنان اثاریکه قابل انتقال نیست
مانند اثار تپه نارنج در خود ساحه حفظ گردیدهاست.
گفته میتوانیم که موجودیت و تسلسل این ساحات در
اطراف شهر کابل و ادامه ان در قلعه حشمت خان، قلعه خندر، خورد کابل، مینار چکری،
یخ دره، سنجددره، بت خاک و شیوکی را در برمیگیرد، نشان میدهد که در عصر بولایت،
کابل یکی از نقاط مهم تاریخی بشمار میرفت و نقطه توصل راههای تجارتی و شهرها بودهاست.
اطلاعات و کلتور:
روزنامه پروان با تیراژ 750 نسخه در روز در مرکز ولایت
پروان به چاپ می رسد است.
معارف:
در سال 1349 در ولایت پروان 143 مکتب، 24285 نفر متعلم و
612 نفر معلم وجود داشته که در همان سال از جمع 151000 طفل بین سنین 7 الی 12 سال
16 درصد شان شامل مکتب بوده که رشد چندان بالایی را نشان نمیدهد.
خصوصیات شهری:
1-
چاریکار:
در سال 1973 در شهر چاریکار که مرکز این ولایت و ارتباط
دهنده شمال و جنوب سالنگ باهم است. 65 کارگاه چاقو سازی و 166 کارگاه نساجی وجود
داشته که چاقوی چاریکار در کشور معروف است. در همان سال چهار کارگاه کشمش پاکی و
دو باغ خانه نیز در شهر چاریکار بوده و علاوه بر ان مرکز پروژه ابیاری ولایت نیز
در چاریکار بوده که توسط چینی ها اجرا میگردد.
2-
جبل السراج:
شهر جبل السراج در کنار جاده سالنگ واقع شده و اولین
نیروگاه برق ابی کشور درین شهر شروع به فعالیت نموده است. در سال 1917 فابریکه
نساجی جبل السراج و در سال 1938 فابریکه سمیت ان به فعالیت آغاز نموده اند.
3- دره غوربند:
مرکز ولسوالی غوربند بنام سیاه گیرد مسمی گردیده است. در
سال 1973 -250 دربند دکان داشته و یک بند برق ابی در این ولسوالی اعمار گردیده
است، که یک عده مردم این ولسوالی از نور برق استفاده می نمایند که این بند برق در{قم چاق }غوربند واقع
گردیده است و عده دیگر شان از برق های دیزلی استفاده می نمایند.
4- ولسوالی سرخ
پارسا:
مرکز این ولسوالی قریه ای بنام لولنج میباشد که در مرکز این
ولسوالی در سال 1384 توسط موسسهء اغا خان بند برق ابی اعمار گردیده است که یکی ان
تیر کوه و دیگر ان شاه دلیر میباشد. مردم از بند برق تیر کوه استفاده می نمایند و
همچنان یک باب شفا خانه 50 بستر جدیداً شروع به فعالیت نموده است.
اهمیت اجتماعی و
اقتصادی ولایت پروان:
ولایت پروان از چند رهگذر مورد توجه دولت و مردم کشور بوده،
نزدیکی ان به پایتخت و خوش اب و هوا بودن و محل عبور و مرور کاروان ها ی تجارتی چه
در گذشته و چه درحال بر رونق ولایت افزوده است. از طرف دیگر پروان یکی از ولایات
صنعتی کشور به حساب می اید. هرچند پیداوار طبیعی ان اندک است اما از لحاظ موقعیت
استراتژیک خود همواره مورد توجه بوده، که متاسفانه با این ویژگی ها هنوز سازنده ای
نداشته است.
چاریکار از طریق شمال به شاهراه سالنگ ارتباط پیدا میکند و
از غرب به کوتل شیبر تا بامیان و یا از طریق دره شکاری تا ترکستان و از شمال شرق
به دره پنجشیر و خاواک که این خصوصیت اهمیت ولایت را بالا میبرد
ویرایش تاریخی
ولایت پروان:
ولایت پروان پایتخت امپراطوری کوشانی ها بخصوص در عهد کنشکا
کبیر است.
شهر بگرام در دو سوی دریای پنجشیر مهد تمدن کوشانی میباشد.
پروان در دامان جنوبی هندو کش همیشه سنگرها و عقب گاه مطمئن
کابلستان بوده است.
جنگهای شدیدی که باشندگان پروان در برابر چنگیز خان کردند
به گزارش میر غلام محمد غبار نویسنده افغانستان در مسیر تاریخ سبب شد که چنگیز
برای نخستین بار مزه تلخ شکست را بچشد البته که چنگیز خان برای اولین بار در تاریخ
پروان به شکست مواجه شده است ان هم در منطقه ای بنام پول
متک در دوران جنگهای سه گانه مردم افغانستان در قرن 19 با انگلیس باز هم پروان دژ استوار و دیوار عبور
ناپذیر در برابر متجاوزان انگلیسی بود. پس از ان که امیر حبیب الله خان کلکانی در
سال 1928 با مرکز قرار دادن پروان در شورشهای ضد حکومتی توانست حکومت امان الله را
سرنگون کند. پروان برای اولین بار به مشابه منطقه تاج بخش و تاج گیر شناخته شد. از
ین رو وقتی نادر خان به قدرت رسید برای در هم کوبی روحیه این مردم کسانی زیادی از
مردم را کشت و دارایی های شان را غارت کرد. همچنان برای تداوم سلطه خود برین مردم
به جابجا سازی طرف داران در نقاط مختلف پروان پرداخت. همچنان اطراف شهر چاریکار را
به سوی جنوب و شرق جوی دیگری ابیاری میگردد. که از دریای غوربند اب می گرفت. این
جوی ها بنام جوی چاریکار،جوی خواجه و جوی ماهی گیر یاد میشوند. این جوی ها در حال
حاضر از شاخه شرقی کانال ابیاری پروان اب می گیرند.
مناطق دیگر پروان بیشتر از اب ها یکه از کوهها سرازیر می شوند
اب می گیرد.
بندها و انهاری که در ین مناطق وجود دارد به صورت عنعنوی
ساخته شده و قرون متمادی بدین سو به همین منوال بوده است. یکی از جمله مناطق مهم و
عمده مربوط به ولایت پروان و نزدیک به ولسوالی های کابل، علاقه داری سنجد دره بوده
که دارای هفت قریه میباشد. که به دو حصه مهم بالا ده و پایین ده تقسیم شده است.
تمام افراد ساکن سنجد دره سونی مذهب و فارسی زبان اند. سنجد دره هم سرحدّ با دره غوربند و شهرک سابقه عمومی
کابل-پروان است.
اهالی سنجد دره اکثرّا مردمان تجارت پیشه بوده اکثریت
مردمان ان در ولایات کابل، پروان، مزار،تخار،بغلان،هرات و سایر مناطق زندگی
میکنند. این محل دارای تعداد از زیارت گاها بوده که مشهورترین ان پنج پیران پنجشیر
و زیارت رومی بوده است. مشهورترین محل در سنجد دره مناطقی بنام چهار جوی است، که
زمانی پایگاه قوماندان ملا محمد ساکن اصلی قریه ده غلامان بود، که شاهد درگیری
میان طالبان و جبهه متحد بود.
اقلیم و اب و
هوا:
پروان دارای اب و هوای معتدل بوده در جمله منطقه اقلیمی و
تحت استوایی و معتدله تصنیف می شود. باد پروان از شمال به جنوب می وزد و از کوه
های هندو کوش منبع گرفته به استقامت کابل هوای گوارا و خوشایند را انتقال می دهد، در
زمستان برف و در بهار باران می بارد. مقدار بارندگی سالانه بین 300 الی 400 ملی
متر بوده و در سالنگها بین 800 الی 1000 ملی متر ثبت شده است، اغلباً برف باری
سالنگها ساحهء هندو کوش و شمال پروان را سرد می سازد تابستان ان گرم بوده، حرارت
ان بین 25 الی 30 درجه ثبت شده، اما زمستان ان سرد و درجه سردی هوا در سالنگها
منفی 25 درجه و در چاریکار و جبل السراج منفی 5 الی 10 درجه پایین می اید.
منابع ابی:
بند جبل السراج، بند غوربند، دریای غوربند،دریای سالنگ، دریای پنجشیر منابع بزرگ اب را برای زار عین تشکیل می دهد. علاوه بران جوی ها و کاریزها فرعی در ابیاری مورد استفاده قرار میگیرد. کانال پروان از جمله پروژههای مهم غرض ابیاری منطقه تکمیل شد که ساحهء زیاد اراضی زراعتی را در پروان تحت ابیاری قرار میدهد. این پروژه را چینی ها تمویل و کمک کرده اند. کاریزها متعدد از سمت کوه پغمان حفر شده که چاهای زیاد این کاریزها را با هم وصل می سازد. از اب ان غرض ابیاری استفاده می شود، در محلات چاه و ارت هم وجود دارد.
بند جبل السراج، بند غوربند، دریای غوربند،دریای سالنگ، دریای پنجشیر منابع بزرگ اب را برای زار عین تشکیل می دهد. علاوه بران جوی ها و کاریزها فرعی در ابیاری مورد استفاده قرار میگیرد. کانال پروان از جمله پروژههای مهم غرض ابیاری منطقه تکمیل شد که ساحهء زیاد اراضی زراعتی را در پروان تحت ابیاری قرار میدهد. این پروژه را چینی ها تمویل و کمک کرده اند. کاریزها متعدد از سمت کوه پغمان حفر شده که چاهای زیاد این کاریزها را با هم وصل می سازد. از اب ان غرض ابیاری استفاده می شود، در محلات چاه و ارت هم وجود دارد.
حوزهای ابریز:
ولایت پروان از چهار دریا اب می
گیرد که عبارت اند از:
دریای پنجشیر
دریای سالنگ
دریای غور بند
دریای شتل
همچنان دریای دیگری به نام باریک اب از سمت جنوب غرب وارد
وادی پروان می گردد اما این دریا موسمی است.
وضع فرهنگی:
مردم پروان آریایی های اصیل الوهیت بوده، مردمان پرکار و با
شهامت را در منطقه تشکیل میدهند. فرهنگ باستانی شان با ارزش بوده و حفظ ان ساعی می
باشد، به زرع تاک و درخت توت ارزش زیاد میدهند، توت و تل خان انرژی زیاد دارد.
انگلیسیها در میوزیم لندن تل خان را به صفت نمونه تاریخی بخاطر شکست خود حفظ کرده
اند اسکندر کبیر هم در حصه اوپیان از مردم پروان خسارات زیاد را متحمل شده است،
روسها هم در پنجشیر اسیب زیاد دیدند.
مردم پروان انگور را در سرد خانهای گلی سوراخ دار خشک می
کنند، و از ان کشمش سبز بدست میآورند که در بازار اروپا و امریکا مشتری زیاد دارد.
دوش اب ان مایع غلیظ و شیرین است که از انگور می سازند و سرکه را هم از غوره انگور
تیار می کنند.
مکاتب ولایت
پروان:
این ولایت دارای 175 باب مکتب میباشد که به تعداد 20
باب مکتب ذکور 28 باب مکتب انا ث و 127 باب مکتب ذکور و انا ث که به طور
مشترک درس می خوانند وجود دارد.
به تعداد 5729 نفر معلم به تدریس و آموزش دانش آموزان
می پردازند، که از جمله 5020 نفر معلم ذکور و 709 نفر معلم انا ث می
باشد.
این ولایت دارای یک پوهنتون تعلیم و تربیه می باشد، که به
تعداد 990 نفر محصل در حال آموزش میباشند، که 886 محصل ذکور و 104
محصل انا ث مشغول تعلیم میباشند.
در سال 1386 به تعداد 345 نفر جذب گردیده که از جمله
300 نفر ذکور و 45 نفر انا ث میباشند و همچنان د رسال 1386 به تعداد 204
نفر محصّل فارغ التحصیل گردیده اند. 190 نفر از طبقه ذکور و 14 نفر از انا
ث میباشند
سیستم موا صلات:
سیستم مواصلات در پروان کافی بوده از چاریکار شاه راه بزرگ
کابل و مزار شریف می گذرد، که توسط روسها اعمار شده و تو نیل سالنگ در سال 1965 به
طول 2676 متر و در ارتفاع 3000 متر حفر گردیده در نتیجه راه کابل و مزار شریف را
200 کیلو متر کوتاه ساخت، و راه دره شکاری متروک قرار داده شد. ساحهء یکاولنگ و
هفت تنور در راه سالنگ قیر شده است، تسهیلات ترانسپورتی را به بار اورد. از
چاریکار در امتداد دره پنجشیر نیز سرک قیر شده و به سمت گل بهار و جبل السراج
راههای ترانسپورتی تمدید گردید که مسافرین از ان استفاده و محمولات تجارتی توسط ان
انتقال میابد…….پایان فصل اول
فصل دوم
سابقه تاریخی
ولایت پروان:
پروان از جمله ولایت مرکزی افغانستان بوده سابقه تاریخی
درخشان دارد زیرا اسکندر در حصه اوپیان حصار بزرگی بنام اسکندری ساخت که بنام
اسکندری قفقاز شهرت دارد اوپیان از نگاه رشد ائین بودیزم نقش برجسته دارد، زیرا
بودیزم درآنجا دارای صومعه و عبادتگاه خاصی بوده اند. به قول پیلانی اسکندری در
اوپیان اعمارشد که مورخین نام اوپیان را به رسم خطهای مختلف (الکساندر اوبیدوم
،اوپینوم، اوپیایی راویان) درج کرده اند، اصلا همان اوپیان امروزه است که در غرب
چاریکارموقعیت دارد. ساحات تاریخی این ولایت حصار های کهنه اسکندر کبیر که قبلا
اعمار شده بود و قصر جبل السراج که حبیب الله خان انرا تکمیل کرد و دیگری بگرام
است که پایتخت شاهان کابلی بوده و دارای یک حصار چهار ضلعی بنام (کرنه و یا تترا
گون) نیز یاد می شود، که در زبان هندی بنام شهر بزرگ و مهم ترجمه شده می
تواند(بی) به معنی بزرگ و (گرام) به معنی شهر و اکنون در مجاورت ان ساحهء میدان
هوایی بگرام اعمار گردیده است.
کوه صافی سپر دیوار دفاعی ان محسوب می شود. از بگرام ان وقت
به کابل از راه کوه قلعه حاجی راه مستقیم کشیده شده بود که کابل شاهان مستقیماً به
بالا حصار کابل می امدند، درین طول راه به دو طرف سرک درختهای انبوه وجود داشت که
عابرین از شعاع افتاب محفوظ می بودند.
وجه تسمیه ولایت
پروان
پروان از پرون گرفته شده که معنی چرخ ابریشم تابی و دستگاه
که با ان ابریشم را تاب دهند گرفته شده است.
بعضی از مورخین مینویسند که( پروان ومروان) دو برادر و
شاهان کافر بودند که به دو طرف مجرا مشترک رود خانه پنجشیر،غور بند، سالنگ، اولی
در شهر بگرام و دومی در پای دره سالنگ در نقطه که جبل السراج امروزی را تشکیل
میدهد و در زمان قدیم به نام خود شاه(پروان) یاد می شد که بود باش و حکم فرمایی
داشت.
عصر کو شانی ها
در بگرام:
کو شانی ها که در قرن یک،دوم و سوم عهد مسیح در بگرام
استقرار یافته اند. عموما در ابادی های عصر یونانی که بیشتر شرح یافت متمرکز
گردیده اند و مسکو کات ایشان بیشتر از محوّطه خرابه های شهر جدید شاهی بدست
می اید. چون کو شانی ها مدت مدیدی در بگرام تمرکز داشته اند و در زمان کنشکاه کبیر
این نقطه پایتخت تابستانی امپراطوری محسوب می شد. علاج ندارد که ایشان هم به نوبه
خود در محوطه شهر جدید شاهی از حیث عمارات چیزی علاوه ننموده باشند، چون عصر ایشان
از نقطه نظر ترقی عمارات یکی از مهم ترین دوره های اریانا است به خیال من خرابه ها
یک حصه بزرگ شهر جدید شاهی که در حقیقت دامنه همان شهر شاهی قدیم یونانی است.
ابادی های زمان ایشان را نمایندگی می کند.
عصر بو دایی:
ملتفت باید بود که مطلب از عصر بو دایی در اینجا کدام دوره
نیست که بعد از عصر یونانی و کوشا نی امده باشد زیرا در هر دو دوره اخیر بودیزم در
افغانستان رواج داشت.
خرابه های که ذیلاً شرح میدهیم مربوط به عابدات مذهبی بو
دایی است. انها را تحت عنوان عصر بو دایی آوردیم و هیچ جایی شبیه نیست که اکثر ان
در زمان کوشا نی ها تعمیر شده باشد.
عابدات بو دایی در بگرام خرابه های خاکی زیاد گذاشته و چون
عمارات مذهبی این دوره با وضعیت کلاسیک خود پس از خرابی تقریبا همه جا یک شکل می
گیرد چه به جانب جنوب و چه به طرف غرب. خرابه های شهر جدید شاهی و چی دورا دور کوه
پهلوان همه جا اشکال مربعی معبد و مقابل یک ضلع ان توده مدور و برجسته اوستوپه
مشاهده می شود. کوه پهلوان که تقریبا به شکل هرم به جانب شرق بگرام افتاده در عصر
بو دایی به لذات مقام معبَد به خود گرفته بود و امروز دورا دور ان به فاصله نزدیک
اثار بقایای تقریبا هشت معبد مشاهده میشود و معروف ترین ان معبد است که در دامنه
شمال فراز مجرای رودخانه پنجشیر در حوزه شترک فعلی به سه کیلو متری شرق برج
عبدالله افتاده است و قرار اکثر احتمالات عبارت معبد بوده که زوار چینی هیوان
،تیسینگ بنام معبد شالوکیا یاد نموده است. به فاصله 12 کیلو متری جنوب شرق دامنه
ای کوه پهلوان بالای مجرای رودخانه باریک اب خرابه های بزرگ قدیمی دیگری افتاده که
اهالی بنام کافر قلعه یاد می کنند. در سه ضلع غربی،شرقی و شمالی اثار برجها و حصار
ان به فضاحت معلوم می شود. نسبت این محل به کدام دوره معین بدون حفرات مشکل است و
اگر از روی ساییدگی حصار و برج حدس زده شود ممکن مربوط به اوایل عصر کوشانی و از
ان هم قدیم تر باشد. بالاخره به فاصله هفت کیلو متری جنوب خرابه های عمومی بگرام
به طرف راست سرک که به باریک اب می رود محلی است که سطح ان پارچههای تیکر فرش
میباشد و به واسطه کثرت مسکو کات که اهالی بومی از انجا یافته اند به زبان افغانی
به (پی سو غوندی) یعنی غوندی مسکو کات موسوم شده که تیکرها اینجا بیشتر شبیه تیکر
شهر اسلامی یعنی (غلغله) است مربوط به دوره اسلامی می باشد.
No comments:
Post a Comment